کد خبر: 7979

حاشیه سازی «پیران موتلفه» /مواضع جنجال برانگیز بادامچیان و میرسلیم زیر ذره بین +جدول

مواضع دبیرکل و رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه بارها و بارها حاشیه ساز شده است، چه زمانی که بحث خودروسازی ها، لندکروز و ۲۰۶ مطرح شد چه زمانی که مرگ مهسا امینی عادی جلوه داده شد و تقصیرها بیش از گشت ارشاد متوجه آن مرحومه شد.

 اگر در سال های دورتر و در دوران حیات حبیب الله عسگراولادی، حزب موتلفه اسلامی جایگاه ریش سفیدی در اردوگاه راست داشت و به اصطلاح عامیانه حرفش بیش از دیگر تشکل های سیاسی خریدار داشت، حال سالهاست که «حبیب الله اصولگرایان» در قید حیات نیست و موتلفهِ پساعسگراولادی نه تنها در بعد نفوذ سیاسی در روزهای افولش قرار دارد که حتی نفوذ مردمی اش روز به روز کمتر و کمتر شده است.

مواضع پرحاشیه

بدون شک یک علت این افول را باید در موضع گیری ها و واکنش های چهره های شاخص این جریان به مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مرتبط با زندگی روزانه مردم دانست. مواضعی که زمانی مهسا امینی را هدف می گیرد و با طرح اتهاماتی چون عضو کومله بودن و پوشیدن لباس مبتذل دلخوری عمومی ایجاد می کند و زمانی دیگر به سراغ خودروسازی ها می رود و به تذکر عضو دفتر رهبری هم منجر می شود.

پیران موتلفه، یکی دبیرکل و دیگر رئیس شورای مرکزی، طی روزهای اخیر هم جنجال ساز بوده اند و مواضع اسدالله بادامچیان درباره مهسا امینی و اعتراضات سال گذشته نه فقط در فضای سیاسی که در بین مردم نیز داد و اعتراض مردم را هم بلند کرده است. آنهم در شرایطی که نزدیک به بیست روز تا سالگرد فوت مهسا امینی و شروع اعتراضات مردم در سراسر کشور باقی مانده و هنوز فضای سیاسی ایران تحت تاثیر حوادث سال گذشته قرار دارد. مصطفی میرسلیم هم اخیرا از ضرورت بازگشت گشت پلیس سخن گفته و خواستار محاکمه بی حجاب ها شده است. او

بادامچیان توپ را در زمین مهسا امینی انداخت

چند روز پیش، اسدالله بادامچیان، دبیرکل حزب موتلفه، در گفتگویی که خبرگزاری ایلنا منتشر کرده بود، با اشاره به فوت مهسا امینی، تلاش کرده توپ را از زمین گشت ارشاد برداشته و مسئولیت اتفاق رخ داده را متوجه مرحومه امینی کند. آنهم در شرایطی که طی یک سال اخیر نوع مواجهه گشت ارشاد در ماجرای حجاب با نقدهایی از سوی چهره های شاخص و نزدیک به حاکمیت نیز روبرو شده است.

بادامچیان در این گفتگو می گوید؛ «رفتار گشت ارشاد با مهسا امینی چیزی نبود. یک مقدار نظام با خانم مهسا امینی مدارا کرد. خانم ژینا طرفدار حزب کومله است و عکس رقاصی‌ او با حزب کومله موجود است. بعد آمد با لباس مبتذل در تهران به پارک رفت. در آنجا به او تذکر دادند که پارک محل عمومی است. شروع کرد به فحاشی و دعوا. گفتند سوار گشت ارشاد شود، مگر گشت ارشاد چه کار می‌کرد؟ دعوا می‌کرد یا می‌زد؟ او را به مقر گشت ارشاد آوردند که راهنمایی‌اش کنند. یک مرتبه حال او به هم خورد و بعد هم فوت کرد و بعد از آن حرکت دسته‌جمعی منظم از داخل و خارج به همراه بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، من و تو و اینترنشنال و صهیونیست‌ها شروع شد که خانم مهسا امینی در برخورد با گشت ارشاد کشته شده است.»

بادامچیان در این گفتگو با قطعیت از آنچه برای مهسا امینی رخ داده روایت کرده است آنهم در شرایطی که نوع برخورد ماموران ارشاد با وی به خاطر فعال نبودن دوربین های لباس گشت ارشاد همچنان مجهول است.

از مقایسه لندکروز با ۲۰۶ تا تذکر عضو دفتر رهبری به یک ادعا

بادامچیان اما تنها چهره پرحاشیه موتلفه نیست، مصطفی آقامیرسلیم که با پوشش و نوع ادبیات و گفتارش در مناظرات انتخاباتی سال ۹۶ بین مردم شناخته شد، بعد از حضور در مجلس به عنوان نماینده تهران به سبب دسترسی به تریبون بارها و بارها با مواضعش حاشیه ساز شد، حتی ماجرای زندانی شدن پسرش بخاطر ارتباط با منافقین او را وارد موضع سکوت نکرد و پیشنهادش برای اعدام سریعتر معترضان جنجال بزرگی به راه انداخت.

او چند روز پیش نیز در واکنشی عجیب درباره صف های طولانی مقابل پمپ بنزین ها مردم را دعوت به اسراف نکردن کرده و نوشته بود؛«دولت باید به جای تکذیب مکرر عدم افزایش قیمت سوخت، صریحا به ‎مردم یادآوری کند که قیمت سوخت و انرژی با توجه به سقوط ‎ارزش پول ملی، از ابتدای دولت یازدهم تا کنون، به یک دهم کاهش پیدا کرده و این سرمایه ملی تاراج و تبدیل به دود می‌شود و آلودگی آن به حلقوم همه می‌رود؛ و باز اگر جرات ‎اصلاح ندارد، صادقانه از مردم بخواهد: "اقلا ‎اسراف نکنید! "»

* در جدول زیر به چند نمونه محدود از اظهارات حاشیه ساز میرسلیم و بادامچیان اشاره شده است.

مواضع جنجال برانگیز میرسلیم

مواضع جنجال برانگیز بادامچیان

کسی که به پراید توهین می‌کند، به مردم ما، به مهندسان ما، به فناوران ما توهین می‌کند. این یک توهین ملی است. به چه حقی توهین می کنید و می گویید: خودروسازان داخلی لگن می سازند.

*{ در نامه‌ای به صداوسیما}: انتقاد از بی‌کیفیت بودن برخی خودروهای داخلی با الفاظی خاص در یک برنامه تلویزیونی برابر با «توهین به رهبر انقلاب» است.

گشت ارشاد یک نهاد قانونی است و می‌گوید اگر یک زنی رعایت مسائل قانونی را در معابر نکرد و خواست لخت شود، چه کسی باید جلوگیری کند؟ باید اجازه بدهیم هر کسی دلش خواست لخت شود؟ هر کسی دلش خواست وسط خیابان برقصد و به هر کسی که دلش خواست تجاوز کند؟! غرب این است و اگر شما به غرب بروید وضعیت همین است.

{در پاسخ به این سوال که شما برای نجات گمراهان گرفتار در توئیتر در این شبکه اجتماعی فعال هستید؟}: بله، طبیعتا. ما موظفیم. کار توئیتر اغواگری است. من به توئیتر می‌آیم تا به آنهایی که فکر می کنند مخالفتی با من دارند بگویم شما مخالف نیستید، شما اغوا شده‌اید.

{با حمایت از فیلترینگ}: ممیزی لازم است زیرا ما نمی توانیم در را باز بگذاریم، مردم هم برای انجام کار درست می توانند از فیلترشکن استفاده کنند.

*{با حمایت از فیلتر شدن اینستاگرام}: من کاری به نظر مردم ندارم! اگر اکثر مردم هم اشتباه بکنند و خواستار استفاده از این شبکه باشند، ما نمی توانیم به خاطر اکثریت این کار (باز کردن اینستاگرام) را بکنیم.

رفتار گشت ارشاد با مهسا امینی چیزی نبود. یک مقدار نظام با خانم مهسا امینی مدارا کرد. خانم ژینا طرفدار حزب کومله است و عکس رقاصی‌ او با حزب کومله موجود است. بعد آمد با لباس مبتذل در تهران به پارک رفت.

چرا از مهسا امینی حمایت کردند؟ آیا جمهوری اسلامی آمد مهسا امینی را بکشد؟ چنین کاری را نمی‌کند. او یک بی‌حجاب است و حداقل مجازات می‌شود.

مردم به خودرو نیازی ندارند، زمانی که حمل و نقل عمومی وجود دارد.نباید انقدر زیاد خودرو داشته باشیم. ما تولیدات داخلی خودمان را داریم و نیازی به واردات نیست.

خودروی خارجی که حسرت خوردن ندارد، من آنم که رستم بود پهلوان.

هزینه کردن ارزی که با مصیبت فراوان و خام فروشی یا شبه خام فروشی عایدمان می شود، برای واردات، آن هم تفاله‌های دیگران، برخلاف خدمتگزاری به مردم است.

ما در حزب مؤتلفه اجازه نمی‌دهیم کسی در پی صیغه باشد. اگر کسی در پی این اقدام برود اخراج است.

به نظر بنده فاصله بین دستگیری عوامل ناآرامی‌ها تا اعدام آنها بسیار زیاد است و باید در فاصله ۵ یا ۱۰ روز بعد از دستگیری اعدام شوند منتها قوه قضائیه روال خودش را دارد.

آیا اینکه افراد بروند پشت‌بام خانه‌شان مرگ بر دیکتاتور بگویند درست است؟ آیا واقعا این درست است؟ چرا نظام جلوی این‌ افراد را نمی‌گیرد؟ می‌گذارد تا رسوا شوند. این‌ها رسوایی است، طرف در داخل منزل خودش نشسته، آب، برق و گاز برقرار است. امنیت هم توسط نیروی انتظامی که به او حمله می‌کند، برقرار است، امنیت کامل توسط سپاه، بسیج و ارتشی که هر روز جلوی داعش را می‌گیرد برقرار است، بعد در نهایت آزادی می‌گوید مرگ بر دیکتاتور. اما بعد هم معلوم می‌شود چند نفر بیشتر نیستند.

بنابراین این‌ احمق‌ها عقل‌شان نمی‌رسد که می‌روند آن بالا و می‌گویند مرگ بر دیکتاتور نمی‌فهمند، اولا دیکتاتوری نیست. تو در نهایت آزادی داری می‌گویی مرگ بر دیکتاتور و خانه‌ات مشخص است. صبح هم می‌خواهی بروی می‌توانند تو را بگیرند، ببرند. در نهایت آزادی شعار می‌گویی، بعد می‌خوابی و صبح هم می‌روی سرکارت. پس آیا اینکه آدم با آزادی بگوید مرگ بر دیکتاتور مسخره نیست؟

لندکروز با ۲۰۶ فرقی ندارد.

خانم من خرید خانه را انجام می دهد چون من بخاطر مسائل امنیتی نمی توانم خودم خرید کنم البته گهگاهی بیرون می روم و دوری می زنم تا ببینم چه خبر است چون اگر آدم در اتاق بنشیند از واقعیت‌ها محروم می شود.

خانم من هر روز صبح اینکار را می کند یعنی می نشیند و می گوید امروز ماست خریدم انقدر اما دیروز آنقدر بود مثلا همین امروز صبح گفت پنیر خریدم و قیمت آن انقدر شده است و همیشه هم غر می زند که شما چکار می کنید؟ پس تو چکار می کنی؟ من می گویم غرت را بزن از تغییر قیمت‌ها هم بگو ولی پولش را از من نگیر که گوش نمی دهد.

موضوع فوت خانم امینی و برخی از سختی های که در زندگی جاری مردم وجود دارد هیچ کدام عواملی نیستند که باعث بروز اغتشاشات و دامن زدن به آنها شده است.

اینها طرح هایی است که از طرف دشمنان ما با دقت مورد بررسی قرار گرفته؛ برایش برنامه ریزی شده و سعی کرده اند از چنین چیزهایی استفاده کنند و الا اعتقاد اکثریت مردم ما با ارزش های انقلاب و اسلام هستند.

روابط ما با حزب کمونیست چین آنقدر نزدیک است که من در زمان کرونا به آنها نامه زدم و آنها ۴۰ هزار ماسک برای ما ارسال کردند که ما به وزارت بهداشت تحویل دادیم.

بنده در چند ماه پیش و در چند مورد، آن هم پیش از شکل‌گیری ناآرامی‌ها، افرادی را در خیابان دیدم که لخت مادرزاد بودند. این اتفاقات نشان می‌داد که دشمنان نظام برای ضربه‌زدن به حاکمیت، برنامه داشتند، زیرا ریشه انقلاب اسلامی، فرهنگی و معنوی ‌است.

دستم زیر چانه‌ام بود و به تاجزاده نگاه می‌کردم که از من پرسید به چه نگاه می‌کنی؟ صریح گفتم به آینده نکبت‌بار تو.

بنده ده سال پیش گفتم اصلاحات مُرد بسیاری به بنده حمله کردند. اصلاح طلبان نمرده اند جریانشان مرده است مثلا حزب توده که جریان کمونیستی مرده است و به موزه تاریخ رفته است.

{درباره ارتباط پسرش با منافقی}: فرزندم بسیار عاطفی و ساده لوح و سست ‌اراده است؛ این ضعف موجب ناتوانی در تامین وضعیت معیشتی او شده و منافقین نیز با استفاده از همین موارد توانستند او را جذب کنند و به انحراف بکشانند و مأموران امنیتی نیز گمان کرده بودند که او عنصر اثرگذاری است. من به عنوان پدرش، حتی بعد از پنجاه سال ابا دارم که بگویم او ضعیف است تا مبادا به شخصیت او اهانت شود ولی واقعیت همین است و اکنون اغلب کسانی که با این پرونده سروکار داشته اند این نقاط ضعف را بخوبی می دانند.

دستگاه قضا باید این نکته را در نظر بگیرد که زندان، مجازات مناسبی برای فردی با این شرایط ضعیف نیست.

من آقای موسوی را از قبل از انقلاب قبول نداشتم. علتش هم این بود که ایشان یک سیلی برای انقلاب نخورده بود و قدری مشکوک بود که چطور یک نفر بعد از انقلاب از آمریکا می‌آید و این طور موقعیت پیدا می‌کند. ایشان چند کتاب داشت که در آنها افکار التقاطی و چپ کاملا مشخص بود. خانم ایشان هم چند کتاب داشت که آنها هم التقاطی بود.

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

آخرین اخبار

پربازدیدترین